احساس ها با ما بازی می کنند

احساس ها با ما بازی می کنند

احساس ها با ما بازی می کنند

اگر زیاد به احساسها و حتی هیجان های منفی توجه کنیم چوب آنها را خواهیم خورد چون احساس ها با ما بازی می کنند.

رابرت لیهی در کتاب خود(1) می نویسد «یکی از عواملی که بر نحوه تفکر ما درباره هیجانات منفی فعلی اثر می گذارد این هست که یادمان نمی آید احساسات منفی مان در گذشته چطور به آخر رسیدند!»

شاید دلیش این هست که وقتی ناراحت هستیم انگار به شکلی خودکار ذهنمان به سمت اتفاقهای بد می رود

و احساسهای منفی وابسته به آن تداعی می شود

اما وقتی حالمان خوب است حاضر نیستیم کمی وقت بگذاریم ببینیم چطور احساسهای منفی تمام شد

آیا یک اتفاق خوب باعث شد روحیه ما عوض شود؟

آیا بر خلاف پیش بینیهای ذهنی مان، یک اتفاق بد پشت سر گذاشته شد!؟ 

اگر این دومی باشد که می توان کلی تمرین شناختی درباره آن انجام داد و از نگرانی هایی که در آینده به سراغ مان می آید با توجه به تجربه های گذشته آن را مدیریت کرد

اما مشکل اینجاست که پس از تمام شدن یک حادثه منفی، در مورد آن کنکاشی نمی کنیم و نکات مهم آن را یادداشت نمی کنیم.

اینکه چقدر احساس منفی گذرا بود

یا اینکه چقدر بر خلاف واقعیت، ذهن ما به احساس منفی شاخ و برگ داد!

جمع بندی:

هیجانهای ما گذرا هستند، هر چند ممکن است ما را فریب دهند و باعث شوند فکر کنیم تا ابد ادامه خواهند داشت!

در پایان مطلب احساس ها با ما بازی می کنند می توانید در صورت نیاز به مشاوره فردی با تلفنهای مرکز مشاوره شرق تهران تماس حاصل فرمایید.

 

1-هر احساسی را باور نکنید؛ نوشته: رابرت لیهی، مترجم: شیوا جمشیدی، نشر ارجمند

Leave a Reply

Your email address will not be published.Required fields are marked *

دوازده − شش =

Instagram
Call Now Button