آیا مشاور باید مستقیماً راهکار دهد؟

آیا مشاور باید مستقیماً راهکار دهد؟

آیا مشاور باید مستقیماً راهکار دهد؟

وقتی به مشاور و روان درمانگری مراجعه می کنید، چه انتظاری دارید؟ از نظر شما آیا مشاور باید مستقیماً راهکار دهد؟

آیا به دنبال مشاور و روانشناسی هستید که بعد از شنیدن صحبت هایتان بلافاصله راهکار دهد؟

اگر پاسخ شما مثبت است اجازه دهید این موضوع را بررسی کنیم که آیا این روش درست است؟ یا نه؟ و آیا حد و اندازه ای برای ارائه راه حل وجود دارد یا خیر؟

مشاوره بیش از حد یعنی چه؟

مشاوره بیش از حد و اندازه یعنی شما برای هر موضوعی با مشاورتان در تماس باشید.

حتی ممکن است برخی مشاوران به دلایلی، این اشتباه را انجام دهند که راه ارتباط در هر شرایط و هر زمانی را برای مراجع کننده باز بگذارند

اما واقعیت این است که مشاوره بیش از حد این خطر را دارد که قدرت حل مساله را از مراجعان بگیرد

زیرا مانع می شود که مراجعان، خود، فرصت فکر کردن داشته باشند.

بنابراین بهترین روش این است که بعد از جلسات اولیه مشاوره، مراجع کننده در برخی چالش ها بتواند خود از آموخته هایی که در فرایند مشاوره بدست آورده استفاده کند و به چالشها پاسخ دهد؛

نه اینکه با نگرانی، احساس وابستگی به مشاور داشته باشد

در زمانه ی ما که گویا رفع سریع و کسب رضایت آنی، هدف است، مراجعان اغلب در درمان شرکت می‌کنند تا از طریق مشاوره، مستقیم بخواهند مشکلشان را به‌طور مؤثر و سریع حل کنند.

بالاخره این کاری است که معمولا پزشکان یا دیگر مشاغل مثل وکالت انجام می دهند، درست است؟

اما در مشاغل مرتبط با روان درمانی داستان فرق می کند

چون با مهارت تفکر، کنترل هیجان و تصمیم گیری منطقی سر و کار دارد.

پس نباید همکاران همیشه راه حل فوری بدهند، درست است که امکان دارد مراجع احساس ناامیدی کند.

مطمئناً به نفع مراجع کننده است.

البته در نهایت به جهت گیری و رویکرد درمانگر بستگی دارد.

موضوع این است که کاملا مخالف ارائه مستقیم راهکار نیستم اما حد و حدود آن باید رعایت شود.

توصیه مستقیم همیشه هم مفید نیست

اجازه دهید در ادامه بحث آیا مشاور باید مستقیماً راهکار دهد؟ مثالی بزنم.

اگر همین الان گوشی تلفن را بردارید و به دوستی تماس بگیرید و با او در مورد نامزدتان یا فرزندتان درد دل کنید، احتمالا این پاسخ ها را خواهید شنید:

پسرت همچین حرفی زده!؟

غلط کرده یکی بزن تو گوشش بفهمه دنیا دست کیه!، آیا شما اجرا می کنید؟

یـا

پارتنرت اینو گفته!؟ من جای تو بودم همین الان باهش کات می کردم یا دو روز جوابشو نده و از همه جا بلاک کن

آیا شما سریع اجرا می کنید!؟

خب این کار را دوستان و بستگان انجام می دهند اما چرا مشاور نباید مستقیماً راهکار دهد؟

شما همین پاسخ ها را از مشاور و روان درمانگر انتظار ندارید که مثلا سریع بگوید برو طلاق بگیر

قدرت شخصی خود را حفظ کنید

ایراد توصیه‌های مستقیم این است که قدرت شخصی را در مهارت حل مساله از دست می‌دهید.

ظاهراً همین مردم که در جمع دوستان و اطرافیان، خود را نیاز به شنیدن راهکار مستقیم دیگران نشان می دهند، اما درست در لحظه تصمیم گیری به راهکارهای ارائه شده عمل نمی کنند.

مثلا می گویند:

هر چه که دیگران گفتند را که نباید اجرا کنیم!

درسته؟

آیا شما هم از این جمله ها استفاده می کنید؟

موضوع این است که مردم مایلند در مورد تصمیم گیریهای زندگی توان خود رهبری داشته باشند.

درسته که در ظاهر خود را شتاب زده به فردی به جهت کمک گرفتن می رسانند.

اگر قبول دارید پس عجله نکنید و شتاب زده از مشاور راهکار نخواهید

این نکته مثل روز در فعالیتهایی از جمله فروش کالا مشخص است.

وقتی کسی به شما می گوید چه چیزی بخرید چه احساسی دارید؟

آیا باعث می شود که تمایل بیشتری به خرید محصول داشته باشید؟

برای من، این مدل بازاریابی تهاجمی معمولا مرا از خرید منصرف یا بی میل می کند.

وقتی به مشکلی اشاره می کنید و کسی فوراً راه حلی به شما می دهد چطور؟

این کار همیشه احساس خوبی نمی دهد.

به من، احساس دلسردی، بی اعتباری و ناتوانی می دهد.

حقیقت این است که بیشتر مردم واقعاً دوست ندارند به آنها گفته شود چه کاری انجام دهند.

البته دقت کنید منظورمان در این بحث این نیست که بگویید پس من خودم می توانم و بقیه هیچ کاره اند! یا

خودمان عقل کل هستیم و بی نیاز از مشاوره

چه بسا کم نیستند افرادی که بدترین تصمیم ها را می گیرند و بعد به مشاور مراجعه می کنند.

منظور ما فقط این است که سریع از مشاور راهکار نخواهید و اجازه دهید با کمک او اطلاعات شما بررسی، تجزیه و تحلیل و با کمک متخصص به راهکار برسید.

نقش هیجان در درخواست راهکار فوری از مشاور

عمده ترین دلیل درخواست راهکار فوری از مشاور ، هیجانی شدن و عصبی بودن است.

به دلیل هر اتفاقی که افتاده فردی که عجولانه درخواست راهکار فوری می کند، کلافه و هیجانی است.

چنین فردی باید کمی مکث کند و به خود فرصتی دهد تا آرامش را بدست بیاورد

و دوست، مشاور و کسی را وادار به ارائه راهکار نکند.

چون هم راهکار ممکن است غلط از آب در بیاید یا عجولانه باشد و خلاصه کاربرد لازم را نداشته باشد.

پس اول آرامش؛

فراموش نکنید که این رابطه درمانی است که درمان می کند، نه صرفاً اطلاعات.

رابطه درمانی به طور مداوم 30 تا 40 درصد از تغییرات در درمان را به خود اختصاص داده است (براتلند و همکاران، 2019؛ دانکن و همکاران، 2010).

شما وقتی در یک رابطه خوب با مشاورتان قرار بگیرید و با حوصله شنیده شوید آرامش را به دست می آورید و با تحلیل صحبت هایتان ، خود شما هم به راهکار و ایده های خوبی خواهید رسید.

یا راهکارهایتان با کمک مشاور و روان درمانگر مورد بررسی قرار می گیرد و به نقاط ضعف و قوت آن دست پیدا می کنید.

حاصل این است که به توانایی های خودتان ایمان می آورید.

در پایان بحث آیا مشاور باید مستقیماً راهکار دهد؟ گاهی لازم است مشاور، شما را فوراً از انجام کاری منع کند یا به انجام کاری سوق دهد(این مدل راهکار فوری، با تشخیص مشاور انجام می شود) که مشاور مجرب حد و مرز این مداخله را می داند.

 

 

منابع:

 

Brattland, H., Koksvik, J. M., Burkeland, O., Klöckner, C. A., Lara-Cabrera, M. L., Miller, S. D., … & Iversen, V. C. (2019). Does the working alliance mediate the effect of routine

Duncan, B. L., Miller, S. D., Wampold, B. E., & Hubble, M. A. (2010). The heart and soul of change: Delivering what works in therapy. American Psychological Association.

Leave a Reply

Your email address will not be published.Required fields are marked *

شش + هفت =

Instagram
Call Now Button