آیا نوجوانان گستاخند یا قاطع!؟

آیا نوجوانان گستاخند یا قاطع!؟

آیا نوجوانان گستاخند یا قاطع!؟

تشخیص اینکه آیا نوجوانان گستاخند یا قاطع!؟ برای والدین یا حتی دیگر بزرگسالان گاهی سخت می شود. داریم صحبت از ویژگی می کنیم که با شروع دوره نوجوانی و حتی از اواخر کودکی، خود را نشان می دهد.

و آن چیزی نیست جز جرات ورزی بیشتر، همراه با اصرار و مقاومت

در ابتدای نوجوانی، معمولاً در اواخر دبستان یا اوایل مدرسه راهنمایی، والدین می‌توانند متوجه تغییر محسوسی شوند، زیرا دختر یا پسرشان به طور فزاینده‌ای قاطعیت پیدا می‌کند.

قاطعیت نوجوان

والدین از دو طریق با قاطعیت فزاینده ای در دختر یا پسر خود مواجه می شوند.

پدر و مادرها می فهمند که نوجوان مقاومت بیشتری را تجربه می کنند («نخواهم کرد!» «چرا باید این کار رو بکنم؟»)

و اینکه نوجوان اصرار بیشتری را تجربه می کند (“من می خواهم!” “چرا نمی توانم؟”)

در هر مورد، مقاومت قاطعانه و اصرار قاطعانه بیان کننده افزایش نیاز به آزادی است.

و آزادی یعنی چه؟(وقتی یاد اصطلاح رایج بی بند و باری می افتم ناخودآگاه پوزخندی می زنم! به افکار پوسیده ای که از آزادی چنین تعبیر می کنند)

آزادی در این بحث یعنی نوجوان می تواند مشکلات را از چشم اندازهای مختلفی ببیند و می دانند که اکثر مسائل لزوماً راه حل واحدی ندارد و باید برای حل آنها  شیوه های انعطاف پذیری را به کار برد.

بنابراین یک نوجوان احساس می کند که برای آزادی بیشتر باید تلاش می کند، در حالی که والدین احساس می کنند که مجبور به جلوگیری از این فشار در چارچوب منافع امنیت و مسئولیت هستند. و این تضاد منافع را در طول دوره نوجوانی آشکار می کند.

مقاومت

مقاومت یعنی آزادیِ مخالفت کردن.

برای ایجاد تضاد بین والدین و نوجوان لازم است هر دو طرف بر سر یک موضوع اختلاف نظر داشته باشند و از این فرمول تبعیت کنند: مقاومت + مقاومت = درگیری.

بنابراین، هر دو طرف با مخالفت متقابل در خواسته ها و حمله به موضع یکدیگر، می توانند اختلاف ایجاد کنند.

برای حل و فصل، آنها باید تصمیم بگیرند که آیا به اسلحه خود بچسبند تا شاید با مبارزه با آن، نبرد را پیروز شوند؛

آیا راه دیگری را قبول می کنند و می پذیرند؟ یا برای یافتن زمینه مشترکی که هر دو بتوانند از آن حمایت کنند گفتگو و مذاکره می کنند.

مقاومت را در قالب استدلال وارد کنید. برای این منظور هر دو طرف یعنی نوجوان و والدین باید از این شیوه پیروی کنند.

بحث و جدل

در بحث آیا نوجوانان گستاخند یا قاطع!؟ برای برخی از والدین، استدلال یک نوجوان به عنوان بی احترامی به اختیارات آنها تلقی می شود:

«با من صحبت نکن. فقط کاری را که به شما گفته شده انجام دهید!»

با این حال، چنین والدینی اشتباه می کنند.

بی احترامی زمانی است که نوجوان خواسته های خود را هر طور که دلش می خواهد بدون توجه به ادب یا بیان پرخاشگرانه ، مطرح کند.

در غیر این صورت می بایست تحمل شنیدن انتقادها، و طرح رک و راحت خواسته ها را از طرف نوجوان داشته باشیم، چیزی که در سن کودکی به چشم نمی خورد

بنابراین برای عملکرد آموزنده استدلال ارزش قائل شوید.

و به صحبت کردن نوجوان در مورد افکار و احساساتی که مخالفت با شما را بیان می کند اعتبار قائل شوید.

این مهارت در روابط دیگر در زندگی آینده ی نوجوان به خوبی به آن ها کمک خواهد کرد.

بنابراین والدین می‌توانند رفتار سالم اختلاف نظر را الگوبرداری کنند و درباره آن صحبت کنند:

«من شما را با عصبانیت صدا نمی‌کنم و نمی‌خواهم این کار را با من انجام دهید.استفاده از کلمات آزاردهنده با من یا انجام این کار من با شما به ما کمک نمی کند اختلاف نظر را حل کنیم و یاد بگیریم که کنار بیاییم.»

اصرار

به نظر می رسد نوجوان در این سن، صریح تر و سرسخت تر می شود

و مصمم تر برای کشف و آزمایش زندگی است به شیوه ای که خودش درک می کند.

گاهی تحت تأثیر آنچه دوستان انجام می دهند یا می خواهند انجام دهند، و گاهی اقتضای افزایش سطح رشد شناختی او و تغییر درک و فهم، تمایل بیشتری برای مواجهه با مخالفت والدین در او شکل می گیرد.

همان طور که مقاومت در مورد آزادی ابراز مخالفت بود، اصرار، در مورد آزادیِ تجربه است.

اصرار نوجوان اغلب در مورد چیزی است که احساس می کند مهم است؛

بنابراین انکار والدین می تواند ضرر قابل توجهی ایجاد کند.

اصرار اغلب به چیزی گره خورده است که واقعاً مهم است.

لذا گوش دادن والدین واقعاً می تواند واکنش مهمی باشد.

نادیده گرفتن اصرار نوجوان حتی زمانی قابل تحمل‌تر می‌شود که اول به نوجوان توجه همدلانه‌ای نشان داده شود. تا جایی که با خود بگوید «حداقل والدین تمام حرف‌های من را شنیدند».

در ستایش ابراز وجود

از نظر رشدی، قدرت های دوگانه ابراز وجود، یعنی مقاومت و اصرار نوجوان، روند اعمال نفوذ بیشتر بر زندگی فرد را آغاز می کند و در نهایت 10 تا 12 سال بعد، زمانی که بزرگ می شود و به بلوغ می رسد پاسخ بهتری به این سوال مهم دارد که من  چه کسی هستم؟ و چطور شخصیتی هستم؟

در تشدید آنها، وقتی که قدرت ابراز وجود نوجوانان اقتدار آنها را به چالش می کشد، والدین باید مطمئن باشند که این ابراز مخالفت، عزم او را از بین نمی برند؛ ترسو نمی کند، و نوجوان را تبدیل به فردی با خشم های سرکوب شده نمی کند.

بهتر است به یاد داشته باشند که چگونه افزایش مقاومت و اصرار، مشکل نوجوان ، ضعف یا اختلال روانی نیست، بلکه نقطه قوت است.

به تجربه در جلسات مشاوره ی نوجوان متوجه شدم اگر برای نوجوانها استدلال بیاوریم و آنها را دعوت به آرامش کنیم و یاد دهیم آنها هم با استدلال بحث کنند، نوجوانها یا قانع می شوند یا می شود با آنها به توافق رسید.

مقاله های مرتبط با این بحث:

سوال و جواب روانشناسی درباره نوجوان

روانشناسی نوجوان و همسالان

تفاوت تفکر نوجوان با بزرگسال

چرا نوجوانان خطرپذیری بالایی دارند؟

دو ویژگی مهم دوره نوجوانی

 

 

 

 

 

 

Leave a Reply

Your email address will not be published.Required fields are marked *

هفده − 13 =

Instagram
Call Now Button