مهارتهای ارتباطی با بیماران سرطانی

مهارتهای ارتباطی با بیماران سرطانی

مهارتهای ارتباطی با بیماران سرطانی

وقتی مطلع می شوید یکی از اطرافیان شما به سرطان مبتلا شده چه واکنشی به او نشان می دهید؟ مهارتهای ارتباطی با بیماران سرطانی در این جا حرف اول را می زند.

آیا بلافاصله تماس می گیرید؟

چه می گویید؟ این سوالها برای این است که بگوییم واکنش ما و طرز برخورد ما در مورد فرد مبتلا به سرطان بسیار مهم است.

زیرا برای کسی که به سرطان مبتلا شده ، واکنش اطرافیان روی حال او بسیار مهم است.

عموماً شاهد هستیم به فرد بیمار تماس می گیرند و هول می شوند و شروع به دلداری دادن می کنند.

نوع تماس ما هم بسیار مهم است.

گاه چنان از روی بیقراری مرتب زنگ می زنیم که فرد بیمار ممکن است بسیار بیشتر نگران شود.

لذا رفتار ما شاید از روی دلسوزی و حس مراقبت باشد.

اما در عمل می تواند بیمار را ناراحت کند و تحت استرس بیشتری قرار دهد.

به خصوص اگر تماس گیرنده کسی باشد که آنقدر به خانواده نزدیک است که احتمالا در جریان جزئیات بیماری قرار دارد.

مثلا از دیگر اعضای خانواده اطلاعات پزشکی را دریافت کرده باشد.

لذا فرد بیمار از روی طرز برخورد و نوع تماس نگران می شود که نکنه حال من خیلی بد است!؟ در حالی که خودم نمی دانم!

نکنه چیزهایی می دانند که من نمی دانم!

پس ما از دید خودمان رفتاری می کنیم بدون ملاحظه .

بدون توجه به اینکه فرد مبتلا به سرطان چه تعبیر و تفسیری از رفتار ما می کند!

در حالی که با در نظر گرفتن چند نکته مهم، می توانیم به فرد بیمار استرس ندهیم.

رفتار ما با کسی که به سرطان مبتلاست چگونه باشد؟

در مورد مهارتهای ارتباطی با بیماران سرطانی توصیه می شود اول از همه خود ما مراقب طرز رفتارمان باشیم. لذا مرکز مشاوره شرق تهران پیشنهاد می کند توصیه های زیر را مدنظر قرار دهید:

نوع تماس ما و شروع به گفتگو بسیار مهم است.

برخی فکر می کنند اگر هر چه زودتر تماس بگیرند و بیشتر دلداری دهند نشان داده اند که دوست خوبی هستند یا خیلی دلسوزند

ولی این تصور می تواند باعث شود به راحتی در ارتباط با فرد مبتلا به سرطان اشتباه کنیم.

و او را نگران تر سازیم

نحوه گفتگو با فرد مبتلا به سرطان چگونه باشد؟

بهتر است تماسی بدون عجله و استرس داشته باشیم.

زیرا من فکر می کنم وقتی مرتب تماس می گیریم، یا به نحوی دغدغه داریم این استرس ماست که در اثر احوال پرسی های مداوم کاهش می یابد تا اینکه استرس فرد بیمار را کاهش دهیم!

پس خود ما مهم هستیم نه فرد بیمار!

در اصل یکی باید ما را آرام کند!

بارها دیده ایم که بیماران گفته اند ما طوری برخورد می کنیم که اطرافیان مان کمتر آسیب بخورند!!!

نکته بعدی اینکه پس از احوال پرسی مختصر کمی صبر کنیم

دقت کنیم ببینیم فرد مبتلا به سرطان چه می گوید؟ چه نیازی دارد؟

آیا بی وقفه شروع می کند به ابراز نگرانی!؟ اصلا آیا نیازی را مطرح می کند!؟ نمی گویم دلداری ندهیم اما کلمه های ما ، لحن و صدایمان بسیار مهم است.

حتی میزان دلداری دادن اهمیت دارد.

برخی می گویند از وقتی شنیدم دوستم به سرطان مبتلا شده هیچ روزی نبوده که با او تماس نداشته باشم.

آیا این افتخاری برای ماست؟

این تماس های هر روزه به نگرانی های فرد بیمار دامن می زند که چرا اینقدر اطرافیان پی گیر هستند؟

شاید از آن سرطانهاست که قرار است یکی دو ماه دیگر بمیرم!!

به تجربه دیدم کسانی از روی نگرانی به فرد بیمار گفته اند: بهتری؟ و فرد بیمار ناراحت شده و در جواب گفته : یعنی من روزهای قبل بدتر بودم؟ یعنی ممکن است بدتر شوم؟

بنابراین گفتن چطوری؟ یـا خوبی؟ مثل احوال پرسی های معمولی ، می تواند موثرتر باشد.

اگر فرد بیمار در جواب از نگرانی هایی حرف بزند آن موقع می توانیم دنبال پاسخهای متناسب باشیم.

مثلا پاسخ های امیدوار کننده

ممکن است یک فرد بیمار نیاز داشته باشد تا خیلی عادی با او به یک پیاده روی و تفریح برویم تا اینکه مرتب حین پیاده روی به او دلداری و امیدواری بدهیم.

ارجاع به متخصص روانشناس

در پایان بحث مهارتهای ارتباطی با بیماران سرطانی توصیه می کنم از دادن امیدهای واهی بپرهیزید. زیرا بیمار هوشیارتر از دیگران است!

اگر از شما تقاضایی دارد مثلا کمک های روحی و روانی بیشتری می خواهد حتما بگویید که من فکر می کنم که بعضی پاسخهای مورد نیاز تو را یک متخصص روانشناس بدهد

چطور است در این زمینه کمکت کنم با چنین متخصصی در تماس باشی؟

لذا به این طریق سعی نمی کنید که همه وظایف را به دوش بکشید.

 

Leave a Reply

Your email address will not be published.Required fields are marked *

9 − پنج =

Instagram
Call Now Button